ترجمه راهنمای کاربر(user guide) برای استفاده از سایت نرید مپ برای دانشجویان علاقه مند به صادرات و واردات
بسم رب الحجه(عج)
هفته ای دیگر گذشت و امشب باز شب جمعه است . امام (عج) سخت امیدوار است تا طی این هفته ، دیگر خلق نبودنش را حس کرده باشد،به ضرورت حضورش پی برده باشند و او را و ظهورش را آنقدر خالصانه خواسته باشند تا این جمعه دیگر فرمان قیام صادر شود.امیدوار است که شیعیانش آنقدر مقدمات ظهورش را فراهم آورده باشند و آنقدر خود و جامعه را برای پذیرش امر فرج سازماندهی کرده باشند و خلاصه آنقدر آماده باشند که تا صبح از شوق ، خواب به چشمشان نیاید.دو کوچه بالاتر از موقعیت امام (عج) ، بازارها شلوغ است و ترافیک پیاده روها و پاساژها کم از ترافیک همت ندارد.تالارها آغاز زندگی مشترک زوج های جوان را به رقص و طرب ایستاده اند ؛ پارک ها و شهربازی ها پر از سر و صدا و قهقهه بچه ها و بچه ترهاست (!)
آنهایی که دیشب محور تهران-چالوس را طی می کردند . امشب همبازی دریا و ساحل اند. بچه ها اجازه دارند تا نصف شب پای تلوزیون دراز بکشند و فردا خورشید وسط آسمان باشد و آنها وسط رختخواب. فامیل ، شب جمعه دور هم جمع می شوند ؛ یکی ، از معاملاتش در هفته گذشته صحبت می کند ودیگری پشت سرهمسایه غیبت. جمعی هم که خود را بیش از همه به امام (عج) نزدیک می دانند در مسجدی بزرگ ،مجلل ، دلباز و البته خلوت مشغول زمزمه دعای کمیل هستند و عاجزانه پاس شدن چک ها با واحدهای دانشگاهشان را از خدا و امامشان مسئلت دارند!
دم دم های صبح جمعه است.امام (عج) اصحابی را که گردش جمع آمدند می شمرد
1...2...3...4...5... همین؟! اصحاب سرشان را پایین می اندازند و امام (عج) سر به آسمان بلند می کند . زیر لب پیزی زمزمه می کند و رو به اصحاب می گوید : بروید تا هفته بعد ! و خودش برمی گردد به همان دو کوچه بالاتر .می خواست علمش را دراختیار اصحاب بگذارد ؛ می خواست می خواست صبرش را ، قدرتش را ، ایمان و یقینش را...